.
.
یک بار دگر، سلام دیگر کردم
.
با صوت خودم، گوش جهان کر کردم
.
یا گرم ، جواب من را ، تو بده
.
یا آنکه بگو، که من خودم، برگردم
.
.
درود 2
.
.
.
سلام،من بارانم و بعداز به اشتراک گذاری غزلهای بابا بزرگم قاسم درخشان مهر
.
متخلص به درخشان،حالا میخواهم دوبیتی های ایشان را با شما به اشتراک
.
بگذارم . لطفا در صورت استفاده حتما اسم و آدرس را ذکر فرمایید.
.
.
11
.
با کلام دلنشینت،تو دلم چنان نشستی
.
که تمام قید و بندم،به کلام خود گسستی
.
وقتیکه پیامی از تو،میرسه به وسعت کلامت
.
می بینم چقدر بزرگی،و چه سنتی شکستی
.
--------------------------------------
.
12
.
هراسانم برای دل،که بی تو،میزند پرپر
.
به دنبال تو می گردد،برای آشتی دیگر
.
به زجرو ناله خو کرده،زدست تو پری پیکر
.
نمیجوید بجز رویت،اگرچه گشته جان برسر
.
--------------------------------------
.
13
در تمام آشنایی، با تو سازش کرده ام
.
نازنینا جز تو را، من کی نوازش کرده ام
.
گر گنه از من شدست و،بی گناهی از شما
.
دلبرا،بخشایشی کن،ازتو خواهش کرده ام
.
--------------------------------------
.
14
.
خبری هست که باید،تو خبردار شوی
.
مثل من عاشق و،آشفته و بیمار شوی
.
تو ز خودخواهی خود،دست بکش زیبا رو
.
گر نخواهی که به اندوه، گرفتار شوی
.
--------------------------------------
.
15
.
تا خیال تو،دراین قلب و دلم،جای گرفت
.
شوق دیدار گلت ، کل سراپای گرفت
.
من دویدم همه جا، نقل شما پرسیدم
.
سینه غم باد گرفت و،جلوی نای گرفت
.
--------------------------------------
.
16
.
بعـداز تـو هنـوز،ایـن دل مـن جان دارد
.
با زندگی اش ،به عشق ایمان دارد
.
هرجا که سخن،زعشق و مستی باشد
.
همچون لب تو،چهره ی خندان دارد
.
--------------------------------------
.
17
.
چنانم در دل ، آشفته جا کرد
.
که گویی صدهزار، دردم دوا کرد
.
ولی آنگونه، از من گشت پنهان
.
که فهمیدم مرا، غرق بلا کــرد
.
--------------------------------------
.
18
.
دوچشم دلبرم، دلگیرمان کرد
.
دو زلف مهوشش زنجیرمان کرد
.
به ناگه عشق آمد در میانه
.
چنین شد که بهم، درگیرمان کرد
.
--------------------------------------
.
19
.
من راز ترا، دگر عـیانی نکنم
.
با بودن تو، دگر جوانی نکنم
.
تا رَد کف پای تو،دراین دل ماست
.
گر عید شود، خانه تکانی نکنم
.
--------------------------------------
.
20
.
خدایا عشق او،من را طلا کرد
.
به شادی و به غم،او آشنا کرد
.
خدایا شادی و غـم،فـرقشان چیست
.
که او هر دو،به جانم مبتلا کرد
.
--------------------------------------
..
.
برای دیدن غزلیات بابا قاسم میتوانید از
.
وبلاگ زیر دیدن فرمایید
.
.
http://derakhshanmehr.blogsky.com
.
لطفا نظر خود را در انتها ثبت فرمایید
و
.
.
یک بار دگر، سلام دیگر کردم
.
با صوت خودم، گوش جهان کر کردم
.
یا گرم ، جواب من را ، تو بده
.
یا آنکه بگو، که من خودم ، برگردم
.
.
درود 1
.
.
.
سلام،من بارانم و بعداز به اشتراک گذاری غزلهای بابا بزرگم قاسم درخشان مهر
.
متخلص به درخشان،حالا میخواهم دوبیتی های ایشان را با شما به اشتراک
.
بگذارم . لطفا در صورت استفاده حتما اسم و آدرس را ذکر فرمایید.
.
.
1
.
سـال ها منتظـرم، تا که پیامی بدهـی
.
میکنم بر تـو سلام، تا که سلامی بدهـی
.
ز لبان تو که چون، میکده ای پرخونست
.
انتظـاریست مرا، جرعه ی جامی بدهی
.
--------------------------------------
.
2
.
سرمشـق تمـام غـزلم ، نـام شمـاست
.
شـادی و نشـاطم همه ، پیغـام شمـاست
.
گـر بخت به مـن، رو بکنـد در امسـال
.
حتمـاً بـرکت ، ز یمـن ایـام شمـاست
.
--------------------------------------
.
3
.
هـر جـا مـی و معشـوق ، بـه هم آمیزند
.
آنجـاست کـه خـون عاشقـان ، میریزنـد
.
خـون رز و خـون عاشقـان ، هـم رنگنـد
.
آن لـه بکننـد و، ایـن یکـی خـون ریزند
.
--------------------------------------
.
4
.
بـه تصـویرت، دلـم را، نقش کـردم
.
زهجـرت،گریـه ها، در عرش کـردم
.
شنیـدم قصـه ها ، از جـور این چرخ
.
ســرای دل، بـرایت فـرش کـردم
.
--------------------------------------
.
5
.
نمـایشـگاه عکسـت، در دلـم هسـت
.
گـرفتـی گـل ، درون قاب ها ، دسـت
.
طمـع کـردم که یک گل ، از تو چینـم
.
دلـم را زخم کرد، چون قاب بشکسـت
.
--------------------------------------
.
6
.
شب آمـد، مـن گرفتـم ، شور مستـی
.
چه می پرسی، که بـودی و،که هستـی
.
بـه تـو گفتـم ، منـم ، دل بستـه ی تـو
.
تـو گفتـی ،عاشقـی، یـا بت پـرستـی
.
--------------------------------------
.
7
.
چنان خوبم ، که گل را گشته ام خار
.
گرفتارم به زندانی ، که زندانبان گرفتار
.
اگر من دل به او دادم، خدا خواست
.
که من بیمار گردم ، او پرستار
.
--------------------------------------
.
8
.
طلبم از تو همین بس، که تو را می طلبم
.
عمر آمد به سر و ، جان مـن آمد به لبم
.
چـه زمستان سیـاهی ، شده در کنج دلم
.
تـو بیـا تا بشـوی ، روشنی ، تیـره شبم
.
--------------------------------------
9
.
مـن آن شمعـم ، که خاکستـر نـدارد
.
مـن آن رودم ،کـه یک بستـر نـدارد
.
مـن آن ابـرم،که باریـده، شب و روز
.
که دیگـر، قطـره ای ، در بـر نـدارد
.
--------------------------------------
.
10
.
اشعـار مـرا ، بـه نالـه ها سـر نکنیـد
.
فریـاد و فغـان ، بـه دیده ی تر نکنیـد
.
گـر آتش عشق ، به جانتـان رخنـه کند
.
خیزیـد و روید، به گریه، جان در نکنیـد
.
--------------------------------------
.
.
برای دیدن غزلیات بابا قاسم میتوانید از
.
وبلاگ زیر دیدن فرمایید
.
.
http://derakhshanmehr.blogsky.com
.
لطفا نظر خود را در انتها ثبت فرمایید
و